خرید بک لینک
بعضی وقت ها اونقدر حرف توی دلم زیاد میشه که نمی دونم چیکار کنم، مثل امروز... اما خب من تنها گزینه ای که برای حرف زدن دارم اینجاست!... خیلی خوبه که کسی باشه حرفهای آدم رو گوش کنه... خواهرهام هر کدوم ساز خودشون رو میزنند و خب من هم ساز خودم رو... وای خ

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

مدتیه کارم توی شرکت به حدی زیاد و شلم شوربا شده که نمی تونم از جام تکون بخورم، اما چیزی که بیشتر از همه اذیتم میکنه بدرفتاری های آقای رئیسه، انگار هرچه پیرتر میشه بدپیله تر میشه!! توهین و تحقیر میکنه، انتظارات زیاد داره، وقتی باهات حرف میزنه احساس می

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

ترس برادر مرگه! چند روزیه که ترس افتاده به جونم!... درست از اون روز که خواب ترسناک دیدم.... یعنی در اون حد که چراغ رو روشن بگذارم بخوابم!... اما دیروز فقط یه چراغ خواب رو روشن گذاشتم و به خودم یادآوری کردم که تفاوت شب و روز فقط در نبود نوره و هیچ چیز

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

چند وقت پیش خوندن کتاب «قانون جذب رفاه و سلامتی» رو شروع کرده بودم ولی چون بعدش کتاب جالب تری دستم رسیده بود، مطالعه اون رو متوقف کرده بودم، حالا دو سه روزه که خوندن این کتاب رو از سر گرفتم. کتاب خوبیه و دیدگاه های تازه ای از زندگی بهم میده اما چیزی

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

سلام به همگی اول از همه از ویولونم بگم که هنوز هم نتونستم ازش پس بگیرم، میگه «مگه تا حالا توی خونه یه گوشه انداخته بودیش طوری میشد که الان اینقدر دنبالشی؟!...» میگه «مگه زندگیت لنگ این ویولونه؟!»... هر چی هم بهش میگم که آخه علت این که نه پسش میدی نه

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

این روزها استرس زیادی داشتم چون خواهرم با این که دو بار جراحی شده و دو سری شیمی درمانی شده اما حالش خوب نشده و دوباره مشکل داره... دو سه روز دیگه باز هم می خواد شیمی درمانی رو شروع کنه و بعد از شیمی درمانی باز هم جراحی بشه... لطفا برای سلامتیش دعا کن

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

مرتب میگم زندگی عجیبه! و جالب این که زندگی عجیب تر هم میشه!!... شاید دارم عجیب بودن رو به عنوان یه واقعیت می پذیریم و شرایط رو سخت تر می کنم... یه مدتیه که همه اش دارم پول از دست میدم، اولش از بورس شروع شد و همینطوری داره ادامه پیدا می کنه، البته دیگ

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

خب انگار این دفعه نوبت منه که برم زیر تیغ جراحی!... چند تا دکتر رفتم و حتی پیش شکسته بند هم رفتم ولی نتیجه این شد که وضعیتم خیلی خطرناکه و هر لحظه با کوچکترین فشاری ممکنه نخاعم قطع بشه!... حالا دنبال پزشکی هستم که دررفتگی یا همون جابجایی مهره کمر من

برچسب: نویسنده: سام شجاعی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 6:46

صفحه بندی